خابگاه

خرید بک لینک
امسال هم مثل هرسال همه شب یلدا خونه مادرجون بودیم با این تفاوت ک خیلیا بینمون نبودن و دوتا عضو جدید ب خونوادمون اضافه شده بوداولش ک من تصمیم داشتم نرم و بخاطر یک سری دلخوریا از همه میخاستم قهر کنم ولی خب ب اصرار مامان رفتیم و خیلی هم خوش گذشت تازه خاله فلورا به منو یلدا و انا هدیه هم داد ک خیلی عاشقش شدم فهمیدم ک تا حدی بی انصافی کردم فیلمای قدیمی رو هم دیدیم یکم دیگ مث قبل حوصله عکس گذاشتن تو بلاگفا رو ندارم عکساشو تو اینستا گذاشتم فردای یلدا هم رفتیم و یک جشن کوچولو تو سفره خونه فانوس گرفتیم جای خیلی دنج و قشنگی بود بعدشم ک باباامان مکان همیشگی تو غم و شادیهامون یلدا مبارک خابگاه...

ما را در سایت خابگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:59

کم کم داریم ب پایان ترم نزدیک میشیم و امتحاناتمون شروع میشن این هفته ک بهترررییین هفته ی دوران تحصیلی و شاید عمرم بودما شنبه ها و یکشنبه ها برناممون خیلی سنگینه از صب تا عصر کلاس داریم کلا حسابی خسته میشم و انرژیم گرفته میشه و بیشتر ساعتای کلاسای شنبه یکشنبمون با دکتر فانیه و این هفته کنسل شد واییییی خدا خیییلی خوب بود کلا شنبه یکدونه کلاس رفتیم با دکتر رحیمی ک اینقد استادشو دوس دارم و درسشو تفریح بود برام و یکشنبه هم فقط ازمایشگاه داشتیم عصر اونم خیلی خوب بود و تفریح بود دوشنبه هم ک کلا یک کلاس بیشتر نداشتیم فقط از استادش دلگیر بودم ک اونم اینهفته مهربون شده بود و اما دیشب دیشب ب یاد موندنی ترین شب زندگی دانشجوییمون بود ک تو پست بعدی میگم ک همیشه یادم بمونه و پست اختصاصی ب خودشو داشته باشه اینقد اتفاق و ماجرا داشتیم این مدت مخصوصا تو دانشگاه ک نمیدونم از کجا بگم و چقد حیفم میاد ک ننوشتم مختصرشو میگم ک سارا انصراف داد و خیلی یهویی رفت خییلی خییلی ناراحت شدم دوستای خوبی پیدا کردم و با یکنفر از پسرا هم دعوام شد ادبیاتم هم بیست شدم ک اونو هم باید تو یک پست جدا بنویسم و اینکه بالاخره مامان ماشینو فروخت و یک ماشین دیگ گرفت چقد دلم تنگ میشه برا ماشین ماشینی ک همه ی اولین هامون تو اون بود حدود ده سال باهامون بود ولی ماشین خوبی بود دلم براش تنگ میشه چ بارونی گرفته الان دیشب نم نم و الان ب خابگاه...

ما را در سایت خابگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:59

این مطلب رو هر وقت حسش بود مینویسم

الان گرسنمه و مامان اومد و میخام نهاربخورم

خابگاه...

ما را در سایت خابگاه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 1:59

صفحه بندی